وشهادت حضرت امام حسن مجتبی (ع) وشهادت امام رضا (ع)
بر عموم مسلمانان وشیعیان جهان تسلیت باد./.
فرهنگی-مذهبی
وشهادت حضرت امام حسن مجتبی (ع) وشهادت امام رضا (ع)
بر عموم مسلمانان وشیعیان جهان تسلیت باد./.

شرق شناسان و مورخان متفق القولند كه ایرانیان نزدیك به ? هزار سال است كه شب یلدا آخرین شب پاییز و آذر ماه را كه درازترین و تاریك ترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می مانند، در كنار یكدیگر خود را سرگرم می کنند تا اندوه غیبت خورشید و تاریكی و سردی روحیه آنان را تضعیف نكند و با به روشنی گراییدن آسمان (حصول اطمینان از بازگشت خورشید در پی یك شب طولانی و سیاه كه تولد تازه آن عنوان شده است) به رختخواب روند و لختی بیاسایند.
مراسم شب یلدا (شب چله) از طریق ایران به قلمرو رومیان راه یافت و جشن «ساتورن» خوانده می شد. جشن ساتورن پس از مسیحی شدن رومی ها هم اعتبار خود را از دست نداد و ادامه یافت كه در همان نخستین سده آزاد شدن پیروی از مسیحیت در میان رومیان، با تصویب رئیس وقت كلیسا، كریسمس (مراسم میلاد مسیح) را ?? دسامبر قرار دادند كه چهار روز و در سال های كبیسه سه روز بیشتر از یلدا (شب ?? دسامبر) فاصله ندارد و مفهوم هر دو واژه هم یكی است. از آن پس این دو میلاد تقریباً باهم برگزار می شده اند.
آراستن سرو و كاج در كریسمس هم از ایران باستان اقتباس شده است، زیرا ایرانیان به این دو درخت مخصوصاً سرو به چشم مظهر مقاومت در برابر تاریكی و سرما می نگریستند و در خور روز؛ در برابر سرو می ایستادند و عهد می كردند كه تا سال بعد یك نهال سرو دیگر كشت كنند.
پیشتر، ایرانیان (مردم سراسر ایران زمین) روز پس از شب یلدا (یكم دی ماه) را خور روز و دی گان؛ می خواندند و به استراحت می پرداختند و تعطیل عمومی بود. در این روز عمدتاً به این لحاظ از كار دست می كشیدند كه نمی خواستند احیاناً مرتكب بدی كردن شوند كه میترائیسم ارتكاب هر كار بد كوچك را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می شمرد. هرمان هیرت، زبان شناس بزرگ آلمان كه گرامر تطبیقی زبان های آریایی را نوشته است كه پارسی از جمله این زبان ها است نظر داده كه دی- به معنای روز- به این دلیل بر این ماه ایرانی گذارده شده كه ماه تولد دوباره خورشید است. باید دانست كه انگلیسی یك زبان گرمانیك (خانواده زبانهای آلمانی) و از خانواده بزرگ تر زبان های آریایی (آرین) است. هرمان هیرت در آستانه دی گان به دنیا آمده بود و به زادروز خود كه مصادف با تولد دوباره خورشید بود، مباهات بسیار می كرد.
فردوسی به استناد منابع خود، یلدا و خور روز، را به هوشنگ از شاهان پیشدادی ایران (كیانیان كه از سیستان پارس برخاسته بودند) نسبت داده و در این زمینه از جمله گفته است:
كه ما را ز دین بهی ننگ نیست
به گیتی، به از دین هوشنگ نیست
همه راه داد است و آیین مهر
نظر كردن اندر شمار سپهر
آداب شب یلدا در طول زمان تغییر نكرده و ایرانیان در این شب، باقیمانده میوه هایی را كه انبار كرده اند و خشكبار و تنقلات می خورند و دور هم گرد هیزم افروخته و بخاری روشن می نشینند تا سپیده دم بشارت شكست تاریكی و ظلمت و آمدن روشنایی و گرمی (در ایران باستان، از میان نرفتن و زنده بودن خورشید كه بدون آن حیات نخواهد بود) را بدهد، زیرا كه به زعم آنان در این شب، تاریكی و سیاهی در اوج خود است.
خور روز (دی گان)- یكم دی ماه- در ایران باستان در عین حال روز برابری انسان ها بود. در این روز همگان از جمله شاه لباس ساده می پوشیدند تا یكسان به نظر آیند و كسی حق دستور دادن به دیگری را نداشت و كارها داوطلبانه انجام می گرفت، نه تحت امر. در این روز جنگ كردن و خونریزی، حتی كشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود. این موضوع را نیروهای متخاصم ایرانیان می دانستند و در جبهه ها رعایت می كردند و خونریزی موقتاً قطع می شد و بسیار دیده شده كه همین قطع موقت جنگ، به صلح طولانی و صفا انجامیده بود.
شب یلدا – فیلمیلدا و بلندای قامت شب
صله ارحام
شب مشکین فام
در کنار هم ، از ظلمت یلدا تا سپیده نور
یلدا آیین اقوام مختلف ایرانی
بشر دوستی
منبع : مستدرک 2 ،ص67
منبع : کافی 2 ،ص164
منبع:وسائل3،صفحه207
منبع : مجموعه ورّام جلد 1 ص12
منبع : غررالحکم ،ص212 و 271
منبع : غررالحکم ،ص212 و 271
منبع : تحف العقول ،ص91
------------------------------------------------------------------------------------------------------
محبوبیت در جامعه
منبع : بحار 17،ص624
منبع : محجة البیضاء 6 ، ص225
منبع : غررالحکم ،ص622
منبع : تحف العقول ،ص37
منبع : کافی 2، ص120
منبع : مجموعه ی ورّام 1، ص31
سخنان زائد
منبع : کافی 2 ،ص144
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سخن حق و باطل
منبع : مستدرک 2 ، ص309
منبع : مستدرک ،جلد 2 ، ص309
منبع : تحف العقول ، ص91
منبع : تحف العقول ، ص456
منبع : تحف العقول ، ص 489
منبع : غررالحکم ،ص508
منبع : نهج البلاغه ، کلمه ی 275
منبع : شرح ابن ابی الحدید ،کلمه ی 908،ص341
منبع : بحار 5 ،ص322
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سخن چین
منبع : تحف العقول ،ص316
به نام خدا
گفتار و رفتار نیک
منبع : غررالحکم ، ص343
تسلیت باد
این بار باران بی ترانه...
می خورد بر بام خانه...
یادم آردکربلا را ...
دشت پر شور و بلا را...
گردش یک روزغمگین ...
گرم وخونین...
لرزش طفلان نالان...
زیر تیغ و نیزه ها را...
با صدای گریه های کودکانه
میدود طفلی سه ساله...
پر ز ناله...
دلشکسته...
پای خسته...
از فراز گونه های زرد و عطشان
با گهرهای فراوان
می چکد از چشم طفلان پریشان
پشت نخلستان نشسته
رود پر پیچ و خمی در حسرت لبهای ساقی
چشم در چشمان
هم آرام و سنگین
می چکد آهسته از چشمان سقا
بر لب این رود پیچان
باز باران
*
بازباران با ترانه
آید از چشمان مردی خسته جان
هیهات بر لب
در تاب و در تب
نرم نرمک می چکد این قطره ها روی لب
شش ماهه طفلی
رو به پایان
مرد محزون
دست پر خون می فشاند
از گلوی نازک شش ماهه
بر لب های خشک آسمان با چشم گریان
بازباران
*
باز هم اینجا عطش
آتش شراره جسمها
افتاده بی سر پاره پاره
می چکدازگوشهاباران خون کودکان بی گوشواره
شعله در دامان و در پا می خلد خار مغیلان
وندرین تفتیده دشت و سینه ها برپاست طوفان
دستها آماده شلاق و سیلی
چهره ها از بارش شلاقها گردیده نیلی
دراین صحرای سوزان
می دود طفلی سه ساله
پر زناله
پای خسته
دلشکسته
روبرو بر نیزه ها خورشید تابان
می چکدازنوک سرخ نیزه ها
برخاک سوزان
بازباران بازباران
*
قطره قطره می چکد از چوب محمل
خاکهای چادر زینب به آرامی شود گل
می رود این کاروان منزل به منزل
می شود از هر طرف این کاروان هم سنگ باران
آری آری بازسنگ وبازباران
آری آری
تا نگیرد شعله ها در دل زبانه
تا نگیرد دامن طفلان محزون را نشانه
تا نبیند کودکی لب تشنه اینجا اشک ساقی
بر فراز خیمه برگونه ها
بر مشک ساقی
کاش می باریدباران ...
برعموم شیفتگان آن حضرت تسلیت باد
برعموم شیفتگان آن حضرت مبار کباد
پیش از اینها فكر میكردم خدا
خانه ای دارد میان ابرها
مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس وخشتی از طلا
پایه های برجش از عاج وبلور
بر سر تختی نشسته با غرور
ماه برق كوچكی از تاج او
هر ستاره پولكی از تاج او
اطلس پیراهن او آسمان
نقش روی دامن او كهكشان
رعد و برق شب صدای خنده اش
سیل و طوفان نعره توفنده اش
دكمه پیراهن او آفتاب
برق تیغ و خنجر او ماهتاب
هیچكس از جای او آگاه نیست
هیچكس را در حضورش راه نیست
پیش از اینها خاطرم دلگیر بود
از خدا در ذهنم این تصویر بود
آن خدا بی رحم بود و خشمگین
خانه اش در آسمان دور از زمین
بود اما در میان ما نبود
مهربان و ساده وزیبا نبود
در دل او دوستی جایی نداشت
مهربانی هیچ معنایی نداشت
هر چه می پرسیدم از خود از خدا
از زمین، از آسمان،از ابرها
زود می گفتند این كار خداست
پرس و جو از كار او كاری خطاست
آب اگر خوردی ، عذابش آتش است
هر چه می پرسی ،جوابش آتش است
تا ببندی چشم ، كورت می كند
تا شدی نزدیك ،دورت می كند
كج گشودی دست، سنگت می كند
كج نهادی پای، لنگت می كند
تا خطا كردی عذابت می كند
در میان آتش آبت می كند
با همین قصه دلم مشغول بود
خوابهایم پر ز دیو و غول بود
نیت من در نماز و در دعا
ترس بود و وحشت از خشم خدا
هر چه می كردم همه از ترس بود
مثل از بر كردن یك درس بود
مثل تمرین حساب و هندسه
مثل تنبیه مدیر مدرسه
مثل صرف فعل ماضی سخت بود
مثل تكلیف ریاضی سخت بود
*****
تا كه یكشب دست در دست پدر
راه افتادم به قصد یك سفر
در میان راه در یك روستا
خانه ای دیدیم خوب و آشنا
زود پرسیدم پدر اینجا كجاست
گفت اینجا خانه خوب خداست!
گفت اینجا می شود یك لحظه ماند
گوشه ای خلوت نمازی ساده خواند
با وضویی دست ورویی تازه كرد
با دل خود گفتگویی تازه كرد
گفتمش پس آن خدای خشمگین
خانه اش اینجاست اینجا در زمین؟
گفت آری خانه او بی ریاست
فرش هایش از گلیم و بوریاست
مهربان وساده وبی كینه است
مثل نوری در دل آیینه است
می توان با این خدا پرواز كرد
سفره دل را برایش باز كرد
می شود درباره گل حرف زد
صاف و ساده مثل بلبل حرف زد
چكه چكه مثل باران حرف زد
با دو قطره از هزاران حرف زد
می توان با او صمیمی حرف زد
مثل یاران قدیمی حرف زد
میتوان مثل علف ها حرف زد
با زبان بی الفبا حرف زد
میتوان درباره هر چیز گفت
می شود شعری خیال انگیز گفت....
*****
تازه فهمیدم خدایم این خداست
این خدای مهربان و آشناست
دوستی از من به من نزدیك تر
از رگ گردن به من نزدیك تر….
دکتر قیصرامین پور
-:- امام زمان(عج) : فِی ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ ص لِی أُسْوَةٌ حَسَنَة -:-

فرمایشات پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم درباره آزار رساندن و سبّ و بغض اهل بیت گرامی اش:
1. «مستدرک الصحیحین جلد3، ص150 روی بسنده عن ابی سعید الخدری قال، قال رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم وَالّذی نَفسی بِیَدِهِ لا یُبغِضُنا اهل البیتِ اَحَدُ الّا ادخَلَهُ اللهُ النّارَ». 1 ابن حجر در صواعق، ص143 نیز آن را ذکر کرده است.
2. «تاریخ بغداد، جلد3، ص122 روی بسنده عن ابن عبّاس قال. قال رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم لیسَ فی القیامهِ راکِبٌ غیرُنا و نحن اربعهُ (وَ ساقَ الحَدیث) فَذَکَر النّبی صلّی الله علیه و آله و سلّم و صالحُ و حمزهِ و علی بن ابی طالب علیه السّلام (الی أن قال) وَلَو انَّ عابداً عَبَدَاللهَ بین الرُّکن و المقامِ ألفَ عامٍ حتّی یکونُ کَالَشن البالی و لَقیَ اللهَ مُبغِضاً لآل محمّد اکَبهُ علی منجزه فی نارِ جهنّم.» 2
3. کنوز الحقائق ص134 و لفظه: «من آذانی فی اهل بیتی فقد آذَی الله». متقی در کنزالعمال، جلد6، ص217».
کسی که با آزار اهل بیتم مرا بیازارد پس به تحقیق خداوند را اذیّت کرده است.
4. صحیح بخاری در کتاب بدء الخلق فی باب مناقب قرابه رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم و منقبه فاطمه سلام الله علیها روی بسنده عَن المَسورِ بن مَخرمه، إن رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم قال: «فاطمه بضعه منّی فمن أغضبها أغضبنی»: بخاری در کتاب شروع خلق در باب مناقب نزدیکان پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم و مناقب حضرت زهرا سلام الله علیها روایت کرده با سندش از مسور بن مخرمه: اینکه پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: فاطمه سلام الله علیها پاره تن من است کسی که او را غضبناک کند، مرا غضبناک کرده است. این روایت را متقی در کنز العمال، جلد6، ص220 و نیز مناوی در کتاب فیض القدیر، جلد4، ص421 بعد از بیان این روایت چنین اضافه می کند: «استَدَلَّ بِهِ السُّهَیلی عَلی انَّ مَن سَبَّها، کَفَرَ، لأنه یَغضَبَهُ وَ إنها أفضَلُ من الشیخَینِ». ترجمه: مناوی بعد از بیان این روایت می گوید: سهیلی (از علمای اهل سنّت) استدلال می کند به این روایت به این که هر کسی که به حضرت زهرا سلام الله علیها سبّ و ناسزا بگوید، کفر ورزیده بخاطر اینکه سبّ موجب غضبناک شدن پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می شود و به درستی که حضرت زهرا سلام الله علیها افضل از ابابکر و عمر می باشد. نسائی در خصائصش ص35 این روایت را نقل کرده است.
5. «مستدرک الصحیحین، ج3، ص153 روی بسنده عَن علی بن ابی طالب علیه السّلام قال: «قال رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم لِفاطمهَ سلام الله علیها: إنَّ اللهَ یَغضبُ لِغَضَبِکَ وَ یَرضَی لِرِضاکِ»: در کتاب مستدرک الصحیحین روایت شده با اسنادش به حضرت علی علیه السّلام که پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به حضرت زهرا سلام الله علیها فرموده به درستی که خداوند غضبناک می شود به خاطر غضب تو و راضی می شود به خاطر رضایت تو – این روایت را ابن اثیر در اسدالغابه ج5، ص522 و ابن حجر در کتاب اصابه ج8، ص159 و تهذیب التهذیب، ج12، ص441 و متقی در کنزالعمال ج7، ص111 ذکر نموده اند. همچنین در میزان الإعتدال، ج2، ص72 و ذخائر، ص39 و مسند احمد ج1، ص9 و سنن بیهقی، ج6، ص300 و الامامه و السیاسه و نیز آمده است. [با اندکی اختلاف در لفظ ولی مفهوم ثابت]... .
6. در تهذیب التهذیب ج2، ص354 و آمده: سدوسی از عطارودی در جریان به شهادت رساندن امام حسین علیه السّلام نقل کرده که رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: «لا تَسُبُّوا اَهلَ هذا البَیتِ...» هیثمی در مجمع خود ج9، ص196 و محب طبری در ذخائر ص145 و طبرانی و ... نوشته اند: «لا تَسُبُّوا عَلیاً وَ لا اَهلَ هذا البَیتَ...» همچنین ابن حجر در صواعق محرقه درباره قاتلین امام حسین نوشته است: «الّا من عوقب فی الدنیا امّا بقتل او عمی او سواد الوجه او زوال الملک...» اهل این خانه «رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم را سبّ و ناسزا نگویید. امام علی علیه السّلام و اهل بیت را سبّ نکنید. نتیجه هم آنان که امام حسین و اهل بیت را فحش و ناسزا می گفتند و بر بالای منابر لعنت می کردند و کارشان به آنجا رسید که او را به شهادت رساندند این است؛ یا در این دنیا به هلاکت می رسند یا کور می شوند یا صورتشان سیاه می شود و یا ملک و مال و مقام ... خود را از دست می دهند و تمام آن زائل می شود... .
7. «در صحیح ابن ماجه بخش فضائل حسنین و مسند حنبل ج2، ص288 و تاریخ بغداد ج1، ص144 و کنوز الحقائق، ص134 و از ابوهریره آمده است: قال رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم: «مَن أحبّ الحسنَ وَ الحسینَ فقد أحبّنی و مَن أبغَضهما فقد أبغضنی». هر که دوستدار حسن و حسین علیهماالسّلام باشد، مرا دوست دارد و هرکس بغض و کینه آن دو را داشته باشد، کینه مرا در دل دارد. [بغض خدا در گرو بغض رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم است!!!].
8. «در صحیح ترمذی ج2، ص319، و صحیح مسلم باب متقدّم و مستدرک حاکم، ج3، ص159 و مسند حنبل ج4، ص5 و حلیه الاولیاء، ج2، ص40 و کنزالعمال، ج8، ص315 و صحیح بخاری، کتاب النکاح باب ذب الرجل... و کتاب بدء الخلق و فیض القدیر ج4، ص421 و...» آمده است: پیامبر اعظم صلّی الله علیه و آله و سلّم درباره دختر گرامی اش، مادر اهل بیت فاطمه زهرا سلام الله علیها فرمود: فاطمه پاره تن من است. هرکس او را بیازارد و اذیّت نماید و باعث غضب او شود و ناراحت نماید و... مرا آزار و اذیّت داده و عصبانی ساخته و ناراحتم کرده است. [نکته: طبق نقل قول کتب فوق الذکر، فاطمه زهرا سلام الله علیها با غضب و ناراحتی از ابوبکر و عمر، از دنیا رفت!!].
9. هیثمی در مجمع خود جلد9، ص172 و دیگران نوشته اند: رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: «إنَّ الشَّقی کُلُّ الشَّقی مَن أبغَضَ عَلیاً فی حَیاته و مَوتهِ...» طبرانی هم نوشته است: همچنین از جابر نقل شده که پیامبر اعظم صلّی الله علیه و آله و سلّم در خطبه ای فرمود: «أیّها النّاس من أبغضنا اهل البیت حشره اللهُ فی القیامه یهودیاً...» بدبخت ترین اشقیا کسی است که از امام علی علیه السّلام بغض و کینه داشته باشد، چه در زمان زندگی و چه بعد از شهادتش؛
ای مردم! کسی که بغض ما اهل بیت را در دل داشته باشد، خداوند او را در قیامت یهودی محشور می کند... . «در ادامه فرمود: اگرچه تمام عمرش به نماز و روزه گذشته باشد».
10. و آخرین حدیث این بخش از حاکم در مستدرک صحیحین ج3، ص121 به شرط قبول بخاری و مسلم و ذهبی در تلخیص و احمد حنبل در ج6، ص323، المسند و نسائی در ص17 خصائص علویه و... است که نوشته اند. ام سلمه گفت: پیامبر اعظم صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: هرکس علی را سبّ و بدگویی کند، در حقیقت مرا سب کرده و ناسزا گفته است.
اینکه عمرو ابن شاش نیز به سند احمد حنبل در المسند ج3، ص483 و... از قول پیامبر اکرم نقل کرده است: «مَن اذی عَلیاً فَقَد اذانی...» هرکس علی بن ابی طالب را اذیّت و آزار برساند پس به تحقیق مرا آزرده است. هرکس اهل بیت مرا سبّ کند، مرتدّ از خدا و اسلام است و هرکس آزارشان بدهد، پس لعنت خدا بر آنان باد. 3
بار خدایا! هرگز ما را از آزار رسانندگان به اهل بیت قرار مده.
......................................................
پی نوشت ها:
1. ترجمه: به آن کسی که جانم در دست قدرت اوست، بغض ما اهل بیت را احدی ندارد مگر اینکه خداوند او را در آتش جهنّم جای می دهد.
2. ترجمه: در قیامت جز ما چهار نفر سواره ی دیگری نیست... من، صالح، حمزه و علی بن ابی طالب... اگر کسی بین رکن و مقام خداوند را هزار هزار سال عبادت کند... خدا را در حالی ملاقات کند که بغض و کینه آل محمّد را در دلش دارد، خداوند او را به بدترین صورت وارد آتش جهنّم می کند... [نکته: سرآغاز هر آزار و سبّ و ناسزایی، بغض و کینه و دشمنی است و إلّا دوست، دوست را آزار نمی دهد و فحش نمی گوید...].
3. ذخائر العقبی، فصول المهمه، صواعق محرقه، فردوس دیلمی، ینابیع الموده، مناقب ابن مغازلی، مطالب السئول، کفایت الطالب، مسند احمد، صحیح مسلم، تفسیر ثعلبی، تفسیر فخر رازی، خصئص نسائی، تذکره ابن جوزی، مناقب خوارزمی، مستدرک حاکم، ... به بخش فضائل عترت طاهره علیهم السّلام در این کتب رجوع کنید.
*منبع: کتاب اهل سنّت پاسخ می دهند...، تألیف: علیرضا ولی زاده
بهترین حالت و جلوه انسان، ذکر و یاد خداست. روح همه طاعات و عبادات و ارزش های اسلامی را، یاد خدا تشکیل می دهد. از نظر اسلام، بزرگ ترین قدرت روحی و معنوی انسان و تنها عامل سعادت و کمال او، توجه به خدا و اشتغال به یاد اوست سکوت و خاموشیِ مؤمن باعث افزایش تفکر و اندیشه اش می شود حضرت امیرامؤمنین(ع) در مدح گروهی از مؤمنان فرموده اند:
اگر سخن بگویند یاد خدا و ذکر بر زبان جاری می سازند و اگر سکوت کنند، به تفکّر و اندیشه می پردازند
امام علی(ع) در پاسخ مردی که تقاضای اندرز و موعظه کرد اعمال انسان را مورد نکوهش قرار داد و فرمود: اگر به زراعت و کسب و کار دنیا او را خوانند کار می کند، و اگر به زراعت آخرت او را دعوت کنند، تنبلی و سستی می کند و اگر خود را توانگر و بی نیاز ببیند، سرمست و به فتنه دچار می شود
علی(ع) در دوران امامت و سرتاسر زندگی خود، مظلومانه زیست چرا که کمتر کسی قادر به شناخت گوهرِوجود وی بود. همواره مورد آزار و اذیت نزدیکان نادان و دشمنان کوردل قرار می گرفت. سپاهیان و سرداران اش در بسیاری از جنگ ها، آن طور که شایسته مقام آن حضرت بود، اطاعت امر نمی کردند. انسان هایی بودند که قدرت فهم و درک قرآن ناطق را نداشتند و جاهلانه از امیرمؤمنان(ع) نافرمانی می کردند. امام علی(ع) همواره از آن قوم جفاکار در ستوه بود، چنانکه در حدیثی می فرمایند: اگر رعایای پیش از من از ستم زمامداران خویش شکایت می کردند، من امروز از ستم رعیتم، شکایت دارم. گویا من پیروم و آنها زمامدار؛ و من فرمانبردار و محکوم و آنها فرمانده و حاکم.
حبّ دنیا انسان را از توجّه به خدا و آخرت، باز می دارد تا آنجا که در غفلت و سستی غوطه ور می شود. انسان های زاهد و وارسته، دل به زیبایی ها و خوشی های زودگذر دنیا نبسته اند. زیرا زیبایی های این دنیایِ دون، انسان را فریب می دهد و از آخرت و یاد خدا غافل می سازد. حضرت امیرامؤمنین،(ع)، کسانی را که خواهان کرامت نفس خویش و حب خدایند، به خارج کردن حبّ دنیا از دل هایشان امر می کنند و می فرمایند: اگر کار خود را دریافته ای و به شناخت نفس خویش رسیده ای، از دنیا روی بگردان و نسبت به آن بی رغبت باش که به راستی دنیا خانه بدبختان است و سرای نیکبختان نیست. شادابی آن دروغ و باطل و زیور آن فریب است. ابرهایش پراکنده و بخشش هایش بازستانده خواهد شد.
بشر در این دنیا ناچار به کار کردن است، پس چه بهتر که کارهایش را برای آباد ساختن آخرتش انجام دهد؛ زیرا این دنیا مزرعه ای است برای آخرت. سزاوار است که انسان اعمال و رفتارش را در جهت سعادت و نیکبختی قرار دهد به گونه ای رفتار کند که عاقبت به خیر شود. امام اول شیعیان می فرمایند: اگر به راستی مرد، عمل اید، پس برای آنچه شما را در روز قیامت نجات بخشد عمل کنید.
با توّجه به آثار سازنده اخلاق نیک در زندگی انسان، در تعالیم اسلامی سفارش فراوانی نسبت به این فضیلت شده است. خوش خلقی از ارکان ایمان است و آثار بسیار سازنده ای در رشد و تقویت ایمان دارد. حسن خلق، از موهبت های بزرگ الهی و باعث افزایش نعمت های الهی می شود. اخلاق نیکو به زندگی رنگ شادی و نشاط می بخشد و زندگی را شیرین می سازد. از اینها گذشته، اخلاق نیک بر رفتار و گفتار انسان تاثیر مثبت می گذارد و آن کس که خوش خلق تر باشد، گفتارش زیباتر و دلنشین تر است.
امام علی(ع) در غررالحکم می فرمایند:«شما که خواه نا خواه با یکدیگر رقابت می کنید، پس بیایید در آراسته شدن به خصلت های نیک و خُلق و خوی کریمانه با هم رقابت کنید»
پاکیزه ساختن جان و دل، از آلودگی گناهان، بسیار مهم تر از پاکیزه ساختن جسم است. انسان که این گونه در پرهیز از آلودگی ها و تطهیر و پاکیزگی جسم خود کوشا است، چرا از گناهان پرهیز و پروا ندارد؟ قلب ها را باید از آثار گناه و عصیان، پاک کرد و با یاد خدا و دوست داشتن اهل بیت(ع)، پاک و آراسته ساخت، که پاکی و طهارت جان بر سلامت جسم هم مؤثر است. حضرت علی،(ع)، می فرمایند: اگر ناچار از تطهیر و پاک کردن خودید، بیایید خود را از چرک عیب ها و گناهان پاک کنید
مروری کوتاه بر زندگانی حضرت امیرمؤمنان هر انسانی را دچار حیرت و شگفتی می کند آن حضرت نسبت به لذّات دنیوی، کاملاً بی اعتنا بود و با وجود کار سنگین روزانه، شب ها و ساعت های متوالی به نماز می ایستاد و به مناجات و راز و نیاز با پروردگار خود می پرداخت. تنها به جامه کهنه اکتفا می کردند و غذای او دو قرص نان جو بوده است از دیدن تنگدستی تهیدستان، اندوهگین می شد. و راضی نبود که سیر باشد و در قلمرو او کسی گرسنه به سر برد. آن حضرت بعد از پیامبر، در زهد و بی رغبتی به این دنیای فانی از همه انسان ها پرهیزکارتر بود. حضرت در برخی کلمات خویش در مورد زهد می فرمایند: اگر به راستی به ماندن و بقا علاقه مند و راغب اید، پس بیایید نسبت به دنیای فانی زهد ورزید
وارستگان و صالحان همواره در مذمت دنیا سخن گفته اند و آن را محل رنج و محنت و زیان خوانده اند هر کس که طالب نعمت های پایدار و فراوان اخروی است، باید نفس خویش را از چنگال حرص و طمع این دنیا برهاند. هر چه در این دنیا نصیب انسان می شود، فانی و ناپایدار است و خلاصه اینکه دنیا شایستگی آن را ندارد که بر آن حرص ورزند.
حضرت علی،(ع)، سعادت جاودانه انسان را در دل نبستن به این دنیا می داند
و می فرماید:«اگر براستی نعمتهای الهی را می خواهید، پس جان خود را از سرای بدبختی برهایند [و به دنیا دل نبندید].
دنیا محل گذر است و انسان برای رسیدن به آخرت و سرای جاوید آفریده شده است. شایسته است که در این دنیای فانی، توشه و عمل صالح برگیرد و مرارت و سختی این دنیا را برای رسیدن به آخرتِ شیرین و جاودانه تحمل کند. مؤمنان و برگزیدگان خداوند، با بریدن از تعلقات و دل نبستن به این دنیا، عزت و کرامت اخروی را برگزیده اند. امیر و سرور مؤمنان،حضرت علی(ع)، می فرمایند: اگر به رستگاری و بزرگواری در جهان آخرت میل و رغبت دارید، در این سرای فانی توشه ای برای سرای جاویدان برگیرید
در تعالیم دینی، دنیا به سرگرمی و بازیچه ای تشبیه شده است که انسان را به خود مشغول داشته، از توجّه به خدا و آخرت باز می دارد اگر توجه و گرایش نفس انسان به امور دنیوی رو به فزونی گذارد، رفته رفته بر غفلت او از خدا افزوده می شود. حضرت علی بن ابیطالب(ع) به معارض بودن دوستی دنیا و حب الهی اشاره فرموده و تمام کسانی را که خواهان حب خدا و انس به درگاه رحمت اویند، به خارج کردن حب دنیا از دل هایشان امر فرموده اند: اگر به راستی خدا را دوست می دارید، دوستی و محبت دنیا را از دل هایتان بیرون کنید»
حکم عقل سلیم آن است که انسان ابتدا عیوب خود را اصلاح کند، سپس به اصلاح عیوب دیگران بپردازد؛ چرا که بسیار ناپسند و زشت است که دیگران را از کاری باز داری یا به عیبی نکوهش کنی در حالی که خود آن عیب و ایراد را داری امام علی،(ع)، می فرمایند: اگر قصد کردی به اصلاح مردم بپردازی، اصلاح را از خود آغاز کن؛ زیرا اقدام کردن ات برای اصلاح دیگران، در حالی که خود اصلاح نشده ای، بزرگ ترین عیب است.
انسانهای گمراه که لذت دنیوی دلشان را تاریک و سیاه کرده و ایمان و اعتقادشان را متزلزل ساخته است، از توجه به خدا و آخرت خویش باز می مانند و در وادی گمراهی و ضلالت غرق می شوند. آن کس که اعتقادات خود را تابع هوس های زودگذر دنیوی کند، دین خود را در معرض تباهی قرار داده است. چنین کسی به مجازات اعمالش، دنیا نیز از او سلب می شود به طوری که در هر دو جهان زیانکار خواهد بود.
امام علی،(ع)، می فرمایند اگر دین خود را فرع و پیرو دینای خود قرار دادی، هم دین خود را نابود کرده ای و هم دنیای خود را و در آخرت نیز از زیانکاران خواهی بود.
دل های روشن به نور ایمان و علم و معرفت در توجه به خدا، پشتوانه بسیار محکم و قدرت معنوی نامحدودی دارند. لذات زودگذر مادی و اهداف و مقاصد پست دنیوی هرگز نمی توانند بر نور معنوی دل آنها غلبه کند. آنها در سایه بصیرت و معرفت دامن همت برکمر زده، توجه به خدا و آخرت را به جای دنیا برگزیده اند. از این روست که به تعبیر حضرت امیرالمؤمنین(ع) خداوند دنیای آنها را نیز آباد و آنها را در هر دو جهان سعادتمند می سازد. آن حضرت می فرمایند: اگر دنیای خود را فرع و پیرو بر دین خود قرار دادی، هم به دین رسیده ای و هم به دینا و در آخرت نیز از رستگاران خواهی بود.
تقوی و پرهیزکاری سپری در برابر بلاهای دنیوی است آن کس که از محرمات الهی پرهیز کند، در خانه امنیت الهی قرار می گیرد. تقوی نهایت عبودیت است و موجب خوشنودی خداوند می شود. اگر کسی این فضیلت را در خود به وجود نیاورد، دنیا و خواسته های نفسانی بر وی چیزه می شود و به هلاکت می رسد. امام علی(ع) می فرمایند: اگر از خدا بترسی، خدا تو را نگه می دارد.
حرص و ولع نسبت به مال دنیا انسان را برده خویش می سازد. اگر این صفت پست در کسی به وجود آمد، روز به روز افزون تر خواهد شد و هرگز فروکش نمی کند.از این روست که طمع منشاء بسیاری از رذایل اخلاقی دیگر از قبیل: تملّق، نفاق و دورویی، تحمل تحقیر و نکوهش دیگران و مساعدت بر باطل برای رسیدن به هدف می شود. به تعبیر امام علی(ع) طمع انسان را به هلاکت می کشاند و دین و دنیایش را نابود می سازد. حضرت می فرمایند: اگر فرمانبردار طمع گشتی، تو را به نابودی می کشاند .
بزرگ ترین بزرگواری و کرم، بخشش است. اگر به مردم احسان نیکی کنید، قدر منزلتتان در نزد آنها افزون می شود و همواره مورد احترام و تجلیل مردم قرار خواهید گرفت. انسانی که خود انتظار بخشش و احسان خدای تبارک و تعالی را دارد باید به زیردستان رحم و به آنها نیکی کند. حضرت امام علی(ع) می فرمایند: اگر بخشش کنی خدمتت می کنند.
متانت و وقار، که زیور و زینت انسان است در مقابل عجله و شتابکاری، که منشاء بسیاری از آفات است، قرار می گیرد. وقار، تأمل در امور و درنگ و تأنّی در گفتار و کردار، و نتیجه توانایی و بزرگی روح انسان است و بر هیبت و جمال انسان می افزاید. امیرالمؤمنین،علی(ع)، در سخنان انسان ساز خود می فرمایند: اگر وقار داشته باشی، بزرگوار خواهی بود.
قناعت از فضایل والای انسانی است. انسان قانع همواره غنی و توانگر، و از آفت های حرص و طمع، آسوده خاطر است. از طرفی اگر انسان، نسبت به رزق و روزیش قانع باشد و اطاعت حق تعالی کند در پیشگاه خداوند، عزیز و گرامی خواهد بود.
انسان قانع همواره نسبت به دیگران بی نیاز، و در نزد آنها عزیز و گرانقدر است. حضرت امیرالمؤمنین(ع)، می فرمایند: اگر قناعت کنی، عزیز می شوی.
اخلاص ملکه ای است که در سایه پاکسازی قلب از علایق غیر خدایی و مقاصد دنیوی در دل، پدیدار می شود و با مداومت بر طاعت و پافشاری در فکر و ذکر استواری می یابد. برترین درجه اخلاص، مخصوص پاکان و خاصّان درگاه الهی است. آنان پاک شدگان از هر نوع آلودگی، در عقیده و فکر، و اعمال و رفتار، هستند و قدم در راه رستگاری نهاده اند. امام علی(ع) در مورد اخلاص می فرمایند: اگر خلوص داشته باشی، به رستگاری می رسی.
تنها راه جلب خشنودی خداوند، بندگی خدا و اطاعت محض از فرمان او و پرهیز از گناهان است. هر چه انسان در ترک گناهان و پاکیزگی و طهارت جان و دل خویش استقامت و مداومت به خرج دهد، همان اندازه، آتش حبّ الهی در نهان خانه قلب او شعله ورتر می شود و ذات حق نیز او را مورد محبت و توجه قرار می دهد از این رو امام علی(ع) فرموده اند: اگر از گناهان پرهیز نمایید محبوب خداوند می شوید.
حضرت امام علی(ع) از کودکی در دامان و تحت تعلیمات پیغمبر رشد کرد. یار و یاور پیغمبر و برادر و حامی او و اولین کسی بود که به دعوت اسلام لبیک گفت. پیغمبر در روز دوشنبه به پیامبری مبعوث شد و علی(ع) روز سه شنبه به رسالت پیامبر خدا(ص) ایمان آورد. آن حضرت تنها کسی بود که افتخار پانهادن بر دوش پیغمبر و نابود کردن بتها را داشت. در شجاعت وی همین بس که سرور کائنات، رسول خدا(ص) می فرمایند: یک ضربت امام علی(ع) از عبادت جنّ و انس بهتر و با فضیلت تر است دشمن او، معاویه، با شنیدن خبر شهادتش گفت: شیری که هنگام جنگ، چنگال های خود را بر زمین می گستراند، جهان را وداع گفت. در وصف کمالات الهی امام، زبان قاصر و قلم عاجز است. امیرالمؤمنین(ع) خود می فرمایند: منم که با رسول خدا از یک شاخه ایم، و منم سبقت گیرنده به اسلام و شکننده بتها و جهاد کننده با کفّار و سرکوب کننده دشمنان.
گناه کاران و دنیاپرستان تنها توجهّ و دلخوشی شان به مال و جاه دنیاست و نفسشان همواره مشغول امور مادی است. حتی اگر خدا را پذیرفته باشند، آمادگی لازم برای توجه به خدا و عشقِ اولیایش را ندارد. اما پادشاه قلوب مؤمنان ـ حضرت علی(ع) است، در هر دلی که نور ایمان و معرفت الهی تابیده باشد، حب علی(ع) وجود دارد. شاعر پارسی در عشق علی چه نیکو گفته است:
| علی ای حقیقت حق، علی ای ولی مطلق | تو تجلّی خدایی، تو ظهور کبریایی |
| بشناختم خدا را، چو شناختم علی را | به خدا نبرده ای ره، اگر از علی جدایی |
پیشوای متقیان، وحبیب قلوب مؤمنان چه نیکو حق مطلب را ادا کرده و فرموده اند: من فرمانروا و امیر مؤمنان و مال [دنیا] امیر گنهکاران است.
سخنان حضرت علی(ع) در اوج شیوایی بلاغت قرار دارد. خطبه ها و سخنان حضرت علی(ع) راه و روش خوب زیستن و بر مسیر حق و هدایت بودن را به انسان می آموزد.
| به جز از علی نباشد به جهان گره گشایی | طلبِ مدد از او کن چو رسد غم و بلایی |
| چو به کار خویش مانی در رحمت علی زن | که جز او به زخم دل ها ننهد کسی دوایی |
مولی الموحدین، علی(ع) می فرمایند: «من دعوت کننده شما به فرمانبرداری پروردگار و هدایت کننده شما به واجبات دینتان و راهنمای شما به سوی نجات و رستگاری ام.
امیرالمؤمنین(ع) از قهرمانان وادی عبودیت است. چنان به قرب الی الله رسیده که میان او و پروردگارش جایی باقی نمانده است. آن حضرت خالصانه و با تمام وجود در مسیر بندگی خدا گام نهاده و با این مفتاح باب سعادت ملکوتی را به روی خود گشوده و به عزّت حقیقی رسیده است. حضرت در این باره می فرمایند: من بر نشانه و دلیلی روشن از پروردگار خویشم، و بینایی کاملی در دین و یقین استواری در کار خود دارم.
مولای متقیان و وارستگان عالم هرگز از راستی جدا نبود، آن قدر که پیامبر درباره ایشان می فرمایند: الحَقُّ مَعَ عَلی و عَلیٌّ مَعَ الحق؛ حق همواره با علی و علی پیوسته با حق همراه است و این دو هرگز از هم جدا نیستند هر جا امیرالمؤمنین(ع) بود، رنگ حق و راستی و عبودیت آن جا مشاهده می شد.
سخنان شیوا و ستایش و جهاد دشمن شکن اش همه برای خشنودی حق بود.حضرت در این باره می فرمایند: به راستی من به منظور بر پا داشتن حق گفتگو می کنم و برای یاری دین خدا، به مجاهدت و پیکار می پردازم.
مرتبه کامل عبادت آن است که بنده جز پروردگار به هیچ امر دیگری متعلّق نباشد؛ تمامی تعلّقات از صفحه دل محو شود و تنها یک تعلق بر جای ماند و آن هم متعلق به خداست. بندگان خالص خدا چشم از آرزوی های دور و دراز دنیوی بسته و در راه رضای معبود مرارت های فراوان به جان خریده اند این سخن ناب از حضرت امیرالمؤمنین(ع) است که می فرمایند من با آرزوهای خود در ستیز و جنگم و چشم به راه اجل خویش ام

چقدر زيبا تر و باشرفتر بود اگر ايشان 4سال يا حداقل 8سال رئيس جمهور بودند .هم عزتش بجاي خود باقي بود وهميشه به عنوان يك رهبر مورد قبول همه مردم مي بود .ولي متاسفانه قدرت طلبي باشعار اينكه دلسوزترين فرد جهت آرمانهاي ليبي مي باشد .وعدم توجه به ديگران .ايشان را به اين ذلت كشاند

شعری زیبا در مدح امام مهدی(عج)
وسعتي بي انتها دارد غمت
اي خوشا آن دل که باشد محرمت
چشم ما در انتظار روي توست
پرده بگشا جان فداي مقدمت
دل ز هجران رخت افسرده شد
زنده کن دل با مسيحايي دمت
همچو بلبل در هواي وصل گل
نعره خواهم زد بهار خرمت
يادتو دارد دلم هر صبح و شام
اي خوشا روزي که باشم همدمت

دعا برای امام زمان فوائد زیادی دارد که در اینجا به گوشه ای از آنها اشاره می کنم. اگر مایلید اطلاعات بیشتری در این مورد بدست آورید به کتاب مکیان المکارم ج 2 مراجعه فرمائید.
بهتر است پس از هر نماز و هرگاه که به یاد آوردید دعای فرج را بخوانید یا با هر زبانی که می توانید(که در حال سجود بهتر است) برای امام زمان (ع) دعا کنید.
1. ثواب اطاعت از امام زمان را دارد (همانطور که ایشان می فرمایند: برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید که فرج شما در آن است)
2. سبب فراوانی نعمت می شود(مانید ثروت، غذا، شادی باران و...).
3. اظهار محبت قلبی.
4. نشانه انتظار است.
5. موجب ناراحتی شیطان.
6. نجات یافتن از فتنه های آخرالزمان (مانند کم شدن ایمان، شک کردن به اسلام و امام زمان ).
7. امام زمان (ع) در حق وی دعا می کند (دیگه چه چیزی بهتر از این چراکه دعای امام زمان همیشه مستجاب است)
8. شفاعت امام زمان در قیامت شامل حالتان می شود.
9. موجب استجابت دعا می شود(قبل از دعا برای خود برای امام زمان (ع) دعا کنید).
10. موجب دفع بلا از شما می شود.
11. شفاعت رسول الله شامل حالتان می شود.
12. سبب وسعت رزق است.
13. موجب آمورزش گناهان است.
14. موجب رجعت شما به دنیا در زمان ظهور آن حضرت است.
15. دیدار امام زمان در بیداری یا خواب.
16. از برادران رسول الله خواهد بود.
17. فرج امام زمان (ع) زودتر رخ می دهد.
18. فضیلت پیروی از رسول الله (ص) و ائمه اطهار (ع) را دارد.
19. وفای به عهد و پیمان الله.
20. طولانی شدن عمرتان.
21. هدایت به نور قران.
22. خداوند شما را در کارهایتان یاری خواهد کرد و بر دشمنانت مسلط می دارد.
23. ثواب کسب علم را دارد.
24. هنگام مرگ به او مژده می رسد و با او به نرمی رفتار می شود(مرگ برای گناهکاران بسیار وحشتناک است و مانند هفتاد سال عذاب است اما اگر برای امام زمان (ع) دعا کنی لحظه مرگ برای تو از تمام زندگی دنیا بهتر است چرا که ائمه اطهار (ع) به پیشبازت خواند آمد).
25. رسول الله (ص) برایت دعا می کند.
26. از اهل بهشت خواهی بود.
27. در درجه امیرمومنان و با وی خواهی بود. (این دیگه آخرشه)
28. عزیزترین افراد نزد رسول الله (ص) خواهی بود.
29. کردار بدت به کردار نیک مبدل خواهد شد.
30. ثواب کمک به مظلوم را دارد.
31. ثواب خون خواهی امام حسین (ع) را دارد.
32. اجازه شفاعت هفتاد هزار گناهکار را داری.
33. دعای امیرمومنان برایت در روز قیامت.
34. بی حساب و کتاب به بهشت می روی.
35. در هنگام دعا فرشتگان در نزدش حضور میابند.
36. فرشتگان برایت طلب آمورزش خواهند کرد(دعای فرشتگان حتما مستجاب می شوند).
37. ثواب احسان به مولایمان امام زمان (ع) را دارد( ثواب احسان به امام زمان (ع) غیر قابل تصور است در قیامت امام زمان (ع) هرکه را که به او احسان کرده هرچند در زیر سایه خانه اش نشسته را شفاعت می کند).
38. مایه شادی و رضایت خداوند از تو می شود.
39. خداوند در بهشت به شما حکومت خواهد داد.
40. این دعا در عالم برزخ و قیامت برای شما مونس مهربانی خواهد بود.
41. غصه هایت را برطرف می کند.
42. فرشتگان برایت دعا می کنند.
43. موجب کامل شدن ایمان است.
44. ثواب همه مردم به تو می رسد(با این حساب صد بهشت گیر آوردیم).
45. ثواب کسی را دارد که با رسول الله (ص) شهید شده.
46. ثواب کسی را دارد که زیر پرچم قائم آل محمد (ص) شهید شده.
47. با ائمه اطهار (ع) محشور می شوی.
48. درجات او در بهشت بالا می رود.
49. به بالا ترین درجات شهداء نائل می شود (دیگه لازم نیست بری جنگ).
50. رستگاری به شفاعت فاطمه زهرا (س).
51. جاودان در بهشت خواهی ماند.
عوامل استجابت دعا |
|
عوامل استجابت دعا پرتویی از شرایط اجابت دعا برای استجابت دعا و برآوردهشدن خواست انسان به وسیله دعا، شرایط متعدد و مختلف در روایات مطرح شده كه در این جا به طور خلاصه به چند مورد اشاره میشود: 1. انسان در همه حال اهل دعا و مناجات با خدا باشد، امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: جدّم میفرمود: در دعا پیشدستی كنید (پیش از آن كه گرفتار شوید دعا كنید) زیرا چون بندهای بسیار دعا كند و بلائی به او برسد و دنبالش دعا كند، گفته شود: صدای آشناست، و اگر همواره اهل دعا نباشد، و بعد از پیشآمد ناگوار دعا نماید، بدو گفته شود: تاكنون كجا بودی؟( اصول كافی، ج 4، كتاب دعا، باب التقدم فی الدعا، ص 220، نشر بنیاد رسالت با ترجمه جواد مصطفوی)
2. طهارت و پاكی انسان از هرگونه آلودگی ظاهری و باطنی ،( حسن زاده آملی، رساله وحدت از دیدگاه عارف و حكیم، ص 42، نشر فجر، سال 1362 ش( لذا گفتهاند: شرط بسیار مهم تأثیر اذكار و ادعیه و اوراد و نظائر آنها، طهارت انسان است كه صرف لقلقة زبان سودی نبخشد، بلكه مبادا موجب قساوت و دوری هم بشود، زیرا كه ذكر عاری از فكر است یعنی قلب بیحضور است و قلب بیحضور چراغ بینور است و شخص بینور از ادراك حقایق دور است و مَثَل ذكر بیحضور مثَل كوری است كه در دست او مشعل نور است.( حسن زاده آملی، رساله ذكر،ذاكر و مذكور، فصل 6، ص 62، نشر انتشارات تشیع، سال 1371 ش)
3. فرستادن بر پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ و ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ ، قبل از دعا و بعد از دعا است، به گونهای كه دعا در لفّافة صلوات قرار گیرد. امیرمؤمنان علی ـ علیه السّلام ـ در كلام دلانگیزی دراین باره فرمود: هر گاه از خدای سبحان درخواستی داری، ابتدا بر پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ درود بفرست، سپس حاجت خود را بخواه، زیرا خدا بزرگوارتر از آن است كه از دو حاجت درخواست شده، یكی را برآورده و دیگری را باز دارد.( نهج البلاغه، حكمت، 361، ترجمه محمد دشتی)
4. دعای دستهجمعی ؛امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: هر گاه پیشآمدی پدرم را غمناك میكرد، زنان و كودكان را جمع میكرد، سپس دعا مینمود و آنها آمین میگفتند.( اصول كافی، ج 4، كتاب دعا باب اجتماع فی دعا، ص 241، نشر بنیاد رسالت، با ترجمه جواد مصطفوی( و هم چنین فرمود: هیچگاه چهارنفر با هم اجتماع نكردهاند كه برای مطلبی به درگاه خدا دعا كند، جز این كه با اجابت آن دعا از هم جدا شدهاند.( اصول كافی، ج 4، كتاب دعا باب اجتماع فی دعا، ص 241، نشر بنیاد رسالت، با ترجمه جواد مصطفوی |
بر عموم مسلمانان جهان مبارک باد

مسجد کوفه شده قتلگه شه خیبر
دیده مجنون میباره برا غصه حیدر
نماز شبهاي قدر
راوي به امام محمد باقر (ع) مي نويسد خبري به ما رسيده به اين كه پيامبر (ص) در شبهاي ماه رمضان و ديگر ماه ها سيزده ركعت نماز مي خواند كه نماز وتر و نافله صبح جز آنهاست. امام (ع) براي او نوشت خداوند دهانت را پاكيزه كند پيامبر (ص) در بيست شب اول ماه رمضان در هر شب بيست ركعت نماز بجاي مي آورد كه هشت ركعت آنرا بعد از نماز مغرب و دوازده ركعت ديگر را بعد از نماز عشا مي خواند و سپس حضرت فرمود : در شبهاي نوزدهم و بيست ويكم و سوم ماه رمضان غسل كن و در شبها سي ركعت نماز بجاي آور كه دوازده ركعت بعد از نماز مغرب و هيجده ركعت آنرا بعد از نماز عشا بخوان و صد ركعت ديگر را در آن شبها (قدر) بجاي آور كه در هر ركعت بعد از حمد ده مرتبه سوره توحيد بخوان و تا آخر ماه رمضان سي ركعت نماز بخوان همان طوري كه ذكر كرديم.
نماز شبهاي قدر
امام رضا (ع) : در شب بيست و يكم و سوم صد ركعت نماز بجاي آور و در هر ركعت بعد از حمد ده مرتبه سوره توحيد بخوان.
روايت از پيامبر (ص) است : هر كه در شب نوزدهم ماه رمضان پنجاه ركعت نماز بجاي آورد و در هر ركعت بعد از حمد پنجاه مرتبه سوره زلزال بخواند مانند كسي است كه صد مرتبه حج و عمره انجام داده باشد و خداوند اعمال ديگرش را قبول ميكند.
تعجیل در ظهور مولای خوبی ها صلوات
مولود با برکت
امام حسن(ع) چشمهای جوشان و خروشان از خورشید پر ثمر و با برکت ولایت است که در ماهی عزیز و با شکوه پا به عرصه هستی نهاد و این ماه را با قدوم پربرکت خود آراست. ماه رمضان چون صدفی میماند که گوهر بسیار گرانبهایی را در سینه خود دارد و بر خود میبالد و بر ماههای دیگر مینازد. امام مجتبی(ع) همچون ستارهای درخشان در این ماه نورافشانی میکند. امروز منزل رسالت غرقِ شادی و سرور و دل پاک خاندان عصمت از این فرزند با برکت خشنود است.
ای خاندان رسالت و امامت، فرخنده میلاد امام حسن مجتبی(ع) را به تمامی شما انوار پاک تبریک میگوییم.
امام حسن(ع) کیست؟
امام حسن(ع) پیشوا و امام به حق و از خاندان رسول(ص) و نخستین نواده پیامبر اکرم(ص) و یکی از دو سرور جوانان اهل بهشت و گل خوشبوی محمد مصطفی و یکی از پنج تن آل عباست. پدرش حضرت علیبنابیطالب(ع) و مادرش فاطمه(س) دختر رسول خدا(ص) سرور بانوان جهان است.
فریادرس محرومان
امام حسن(ع) نه تنها از نظر علم، تقوی، زهد و عبادت مقامی برگزیده و ممتاز داشت، بلکه از لحاظ بذل و بخشش و دستگیری از بیچارگان و درماندگان نیز در زمان خود زبانزد خاص و عام بود. وجود گرامی آن حضرت آرامش بخش دلهای دردمند و پناهگاه مستمندان و تهیدستان و نقطه امید درماندگان بود. هیچ فقیری از در خانه آن حضرت دست خالی بر نمیگشت. هیچ آزردهدلی شرح پریشانی خود را نزد آن بزرگوار بازگو نمیکرد، جز آنکه مرهمی بر دل آزرده او مینهاد. گاه پیش از آنکه مستمندی اظهار نیاز کند و عرق شرم بریزد، نیاز او را برطرف میکرد و اجازه نمیداد رنج و ذلت درخواست کردن را بر خود هموار سازد.
کنیه و لقبهای آن حضرت
کنیه امام حسن(ع) ابومحمد بود و این کنیه را پیامبر تعیین فرموده بودند. مشهورترین القاب آن حضرت را تقی، زَکی و سِبط ذکر کردهاند که هرکدام نشان از ویژگیهای اخلاقی و صفات نیک امام مجتبی(ع) دارد.
سیمای امام حسن(ع)
امام حسن(ع) رخساری سفید و آمیخته با اندکی سرخی داشت، در چشمانش سیاهیِ درخشندهای برق میزد و موی سرش انباشته و پیچیده بود. استخوانها و عضلاتی ستبر داشت و فاصله شانه و بازوانش زیاد بود. موی درهم پیچیده و محاسن کوتاه و انبوهی داشت و گردنش به مانند نقره میدرخشید. خضاب میکرد و چهرهاش در شمار زیباترین چهرهها بود و چهره و اخلاقاش شبیه پیامبر اکرم(ص) بود.
فضایل امام حسن(ع)
در فضیلت امام حسن مجتبی(ع) همین بس که جد بزرگوارشان محمد مصطفی(ص) سرور فرزندان آدم و پدرشان علی مرتضی، سرور اوصیا و مادرشان فاطمه زهرا پاره تن پیامبر(ص) بانوی بانوان جهان مادربزرگ گرامیاش حضرت خدیجه است. آن بانو نخستین زنی بود که مسلمان شد و اولین بانویی بود که دارایی خود را در راه خدا بخشید.
صفارت امام حسن(ع)
امام حسن(ع) در تمامی صفات نیک بیمانند بود. تاریخنویسان نوشتهاند که حضرت در طول عمر شریف و پربرکت خود، سه بار مال و اثاث زندگیاش را تقسیم فرمود، به طوری که یک جفت کفش برای خود بر میداشت و یک جفت به مستمندان و فقیران میداد.
دورویه یک رسالت
از مهمترین اهداف امام حسن(ع) آن بود که پرده از چهره طاغوتیان زمان بردارد و آنان را آن طور که بودند بشناساند تا از اجرای نقشههایی که برای از بینبردن رسالت جدش پیامبر(ص) طراحی کرده بودند جلوگیری کند. این هدف امام به طور کامل برآورده شد و نقاب از چهره پلید طاغوتیان زمان کنار رفت و ماهیت پلیدشان آشکار شد.
از برکت همین تدبیرهای امام حسن(ع) بود که برادر بزرگوارشان حضرت سیدالشهداء(ع) آن انقلاب بزرگ را، که روشنگر حقیقت و عبرت بخش خردمندان بود، به وجود آورد. امام حسن(ع) و امام حسین(ع) دو نمود جداگانه داشتند، اما در حقیقت یک رسالت را دنبال میکردند. امام حسن(ع) جان شریفشان را در جهاد خاموش و آرامی فدا کردند و چون هنگام شکستن سکوت رسید، حماسه کربلا به وقوع پیوست؛ حماسهای که پیش از آنکه حسینی باشد، از آبشخور درایت و خردمندی امام حسن مجتبی(ع) سرچشمه گرفته است.
قیام امام حسن(ع)
به برکت قیام خاموش و مظلوم امام حسن(ع)، و حماسه آسمان فرسای حضرت سیدالشهداء(ع) توطئههای پوشیده، عریان، و اندیشههای پلید پنهان، عیان شد. این بغض اسلام بود که در حسن(ع) نهفت و در حسین(ع) به فریاد شکفت، شالوده امامت بود که در خون جگر حسن(ع) نطفه بست، و در خون حسین(ع) به بار نشست.
حلم امام حسن(ع)
حضرت رسول(ص) فرمود: به حسن شکوه و جذبه و وقار و به حسین بخشندگی و رحمت خود را بخشیدم.
دوست داشتن حسن(ع)
حضرت رسول(ص) فرمودند: هر که حسن(ع) و حسین(ع) را دوست بدارد، مرا دوست داشته، و هرکه ایشان را دشمن بدارد، مرا دشمن دانسته است.
فرزند صالح
حضرت رسول(ص) فرمود: فرزند صالح گلی است که خدا به بندگاناش ارزانی داشته است. دو گل من در دنیا حسن و حسیناند.
بخل و خساست
در بین انسانها افرادی هستند که دیدگاه مادیگرایانه دارند و همه چیز را در مادیات میبینند و به فراتر از آن نمیاندیشند. اینان هرچند به ظاهر و در حرف به فراتر از مادیات ایمان دارند، امّا در دل، اندیشه دیگری میپرورانند. این افراد آبرو را به داشتن مال و ثروت آن چنانی میدانند و اگر مالی به کسی بدهند، آن را تلف شده میشمارند. در حقیقت، اینان دچار بیماری بخلاند. امام حسن مجتبی(ع) در این باره میفرمایند: بخل آن است که فرد تصور کند آن چه دارد مایه شرف، و آنچه انفاق کرده تلف است.
فروغ و روشنایی
دین مقدس اسلام برنامههایی برای تکامل روحی انسان قرار داده است که در سایه آن به درجات بالای معنوی دست یابد و با جانی روشن و نورانی در مسیر زندگی حرکت کند. امام حسن مجتبی(ع) میفرمایند: نورانیت و روشنایی در انجام دادن نیکیها و ترک زشتیهاست.
مظهر حسن خدا
حسن ای لعل لبت آب حیات حسن ای مظهر حُسن و بَرکات
حسن ای جلوه نور اَزَلی شه دارین، ولیّ بن ولی
حسن ای مظهر اسماء خدا حسن ای زیب ده عرش علا
دین و قرآن زتو پاینده شده از تو احکام خدا زنده شده
|
17سالگی/داشت از غربتش مي گفت كه به قلب عارفان پناه برده است . با او از پنجره ي صحبت وارد شدم و نامش را پرسيدم ، گفت : « رمضان. » از داغ هاي دلش برايم گفت . وقتي نزديكش شدم ، احساس سبكي كردم و آنقدر لطيف شدم كه نزديك بود باد مرا با خود ببرد و تازه فهميدم كه رمضان به هر كسي نزديك شود، گناهان او را مي سوزاند... او از مردم شهر شكايت داشت . مي گفت : بر بال حريمش پا مي گذارند و علنا در برابر چشمش با روزه خواري به او دشنام مي دهند. ولي رمضان از مردمان پاك روستا شادمان بود. او مي گفت : روستاييان از داس غيرتشان محافظت مي كنند ، هر روز صبح شير شرافت مي نوشند و دوغ گرم هويت را سر مي كشند . روستاييان در حاشيه ي كوه تجلي اند. مردمانش در حفره هاي آواز زندگي مي كنند. در آنجا خروس، سخنگوي رسمي پيامبران ، مردم را به توحيد دعوت مي كند :« قولوا لا إله إلّا الله تفلحوا» كارگرانش با يك نان تنوري و برنج اجاقي، سحر مي خورند و پس از آن ، دو ركعت نماز شيرين به جان مي زنند و تا شب راهي جهاد مي شوند : « الكاد علي عياله كالمجاهد في سبيل الله » آنجا زني را ديدم كه عين مادرم ، كُرك نيايش مي ريست و كتان اجابت مي بافت . . |
در كتاب مصباح الانوار باسنادش از عمار بن ياسر روايت نموده كه گفت من با امير المؤمنين (ع) در بعضى از جنگهايش بودم، پس عبور كرديم به بيابانى كه پر از مورچه بود گفتم اى امير المؤمنين آيا ميشناسى كسى را كه از خلق- خدا بداند عدد اين مورچگان را و اينكه نر آنها چندتاست و ماده آنها چه مقدار است، گفتم اى آقاى من اين مرد كيست فرمود اى عمار آيا در سوره يس نخواندهاى وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ گفتم بلى اى آقاى من فرمود منم آن امام مبين
امام صادق-ع:
خواب روزه دار عبادت،
خاموشي او تسبيح،
عمل وي پذيرفته شده
و دعاي او مستجاب است